تبليغاتX
شاعر دیوونه
شاعر دیوونه

چه باشد چاره ی عاشق به جز دیوانگی کردن

font>

POWERED BY: BLOGFA.COM

Time spent here:

چهارشنبه هشتم شهریور 1385-11:59 قبل از ظهر -مجتبی مظفری

به دغدغه های خواهرم که گریه هام را هجی می کند

  وشانه هاش آشفتگی موهایم را به خواب می رود

 روزهای سخت را با صدایش تحمل می کنم  تا شاید شاید روزی خنده ای چشمهاش را به شوق بخیساند

شعری که شاید فقط سمانه نایینی وسعت اندوه مستتر در آن را درک کند

 

 

این سیگار که مرا از خانه بیرون می کشد

 راهی است برای فرار از اتاق های بی معاشقه

 و این دود ها هم فقط

 خیابانهای خالی را محو می کنند

 که به اتاقهایی پر از تو می رسند

 بیزارم از خیابانهایی که ترا از خطوط سپید عبور نداد

تا دستم را بگیری

و دوستت دارم

 به دارم هام اضافه شود 

 

 لبهات به شعر وادارم می کند

 بیایم توی چشمهات بنشینم

تا ونیز احساس تنهایی نکند

 

 کم کم ونیز قصد غرق شدن دارد

 

لينک ثابت |


Blogskin .


Omide-Khaste.Blogfa

body>