تبليغاتX
شاعر دیوونه
شاعر دیوونه

چه باشد چاره ی عاشق به جز دیوانگی کردن

font>

POWERED BY: BLOGFA.COM

Time spent here:

بی چتر و دستهات

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386-8:5 بعد از ظهر -مجتبی مظفری

سلام

سال نو مبارک

 

 

در خانه ننشسته ام و

 باران که می کشم

 چشمهایم را پاک می کنم

 که دیگر

کورکورانه عاشقت نیستم

که هنوز به خاطرم نیامده ای

 زیر باران

 بی چتر و دستهات

با خاطره هات 

 قدم می زنم

ـ (به خاطرت مرده بودم )

هر شب

نقشه هایی را که تنهایی کشیده ام

 از این دیوار می کنم

تا به راههای به تو رسیدن فکر نکنم

و به مرگ

 که از هیچ راهی نمی آید

 و هیچ نقشه ای برای بردن من ندارد

***

کلمه ها در رگهای من رسوب می کنند

 و من سکته ی شعری کرده ام

 و هیچ کسی از لبهای تو حرف نمی زند

لينک ثابت |


Blogskin .


Omide-Khaste.Blogfa

body>